تبلیغات
سایت آچارفرانسه - نقدی بر سریال دختران حوا


درباره وبلاگ:

آرشیو:

آخرین پستها :

پیوندها:

پیوندهای روزانه:

صفحات جانبی:

نویسندگان:

ابر برچسبها:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

نقدی بر سریال دختران حوا

نوشته شده توسط:msk
1392/01/5-21:58

دختران حوا

تو این پست میخوام چند تا از سوتی های سریال دختران حوا رو بنویسم،سریالی که هر چند بد پیش نمیرفت ولی قسمت اخر اصلا دل نشین نبود و پر از اشکالاتی بود که هر کسی هر چند غیرحرفه ای هم بهش پی میبرد .

بطور مثال :


در جایی از سریال میبینیم که کامران (نیما شاهرخ شاهی) توسط سارا دوست شیوا (زن برادر کامران) طناب پیچ شده تا برگه ای رو امضا کنه و بعد از مدتی سر و کله شیوا  و گیلدا (یکی از سه دختر جابه جا شده) پیدا میشه و اونها هم طناب پیچ میشن.سوال اینجاست که سه صندلی و این همه طناب از کجا تو یه ساختمون نیمه کاره پیدا شد ؟؟؟

اگه کامران قاتل برادرش نبود و این سارا بوده که شوهر خانم گرامی رو کشته پس این همه قایم باشک بازی و این کارها برای منحرف کردن خانم گرامی از موضوع اصلی و اجیر کردن چند نفر برای چی بود ؟؟؟؟

در جای دیگه ای میبینیم که دکتر سامان اظهار پشیمونی میکنه که قدر خانواده ش رو حالا فهمیده و میخواد به آغوش گرم خانواده ش برگرده،اگه اینطوره پس چرا توی بیمارستان و بعد از عمل دکتر شمس به تنها کسی که اعتنایی نمیکنه همسرش نیکیه؟؟؟

یا خود نیکی اگه واسطه میشه و زنگ میزنه به دکتر مقدم که ضمانت سامان رو برای عمل بکنه (البته نمیدونم دکتر مقدم تو این بیمارستان چی کاره است؟) چطور بعد از عمل که پدرش از ش میپرسه حاضره سامان رو ببخشه میگه باید فکر کنه یعنی اون موقع که اونو فرستاد که پدرش رو عمل کنه هنوز تصمیم نگرفته بوده که ببخشدش یا نه ؟ چه اعتمادی داشته این !!!!!!

قبل از رفتن به دادگاه میبینیم که نیکی از خواهرش میخواد نیلو رو نگه داره و اون هم قبول میکنه،موقعی که ساناز و فرهاد به بیمارستان میاین کی داره از نیلو مراقبت میکنه ؟؟؟؟؟

یا در سکانس یکی ماقبل پایانی جالبه که همه ی خانواده ها و دختران جمع شدن که جواب درست آزمایش رو از زبان خانم گرامی بشنون و خوش و خرم به خونه هاشون برگردن !!!!

در جایی میبینیم که اول معاون بانک که نشون میده علاقه ی وافری به مژگان داره و بعد از اینکه مژگان اون و مادرش رو از خونشون بیرون کرده حالا ترک خانه و خانواده کرده تا به اون برسه ولی با یکی دو جمله میفهمه اشتباه کرده و از عشق سوزناکی که از اول سریال شاهد اون بودیم دست برمیداره تا به خانواده ش برگرده و این هم واقعا جای تعجب داره !!! چون فکر میکنم تنها کسی که این وسط مسخره شده ما بودیم :)

در سکانسی که کامران،گیلدا و خانم گرامی طناب پیچ شدن و قراره سوزونده بشن با تک زنگ مزگان در عرض سه ثانیه سر و کله ی پلیس پیدا میشه،چهار پلیس به داخل ساختمون میره،اونها رو دستگیر میکنن و وقتی برمیگردن این پلیسها 6 نفر شدن و یه پلیس خانم هم در بین اونها دیده میشه که از کجا این پلیسها اضافه شدن نمیدونم !!!

توی بیمارستان همون اول فیلم هم سارا به کامران میگه خوشحال شدی که اینجوری روی تخت میبینیش و اون هم جواب میده منظورت چیه تا اینکه خیلی سربسته میگه باید همه چیز تموم بشه و موضوع مشخص بشه و من همه چیز رو میدونم،حالا اینکه چطور تو این مدت کم قضیه برعکس میشه و سارا دوباره همون دیالوگ رو اینطوری میگه که وقتی روی تخت بیمارستان دیدیش ناراحت شدی ؟ که بعد با سوال کامران میفهمیم کار سارا بوده که دستور آسیب زدن به خانم گرامی رو داده نه کامران،دیالوگ ها به شدت توی چشم میزد و مشکل داشت.



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:- -

BHW
1396/01/23 21:21
My spouse and I stumbled over here from a different website and thought I might as
well check things out. I like what I see so now i'm following you.
Look forward to checking out your web page yet again.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر